نمايندگي روزنامه مطبوعات تیتر امروز روزنامه ها

نمايندگي: روزنامه مطبوعات تیتر امروز روزنامه ها

گت بلاگز اخبار حوادث با ورود مامور کلانتری به هتل،پسر پا به فرار گذاشت ، اغفال دختردانشجوی21 ساله در نیمه شب

روزنامه خراسان نوشت:دختر 21 ساله که صدای گریه هایش سکوت کلانتری را شکسته و صورتش غرق اشک بود، از رابطه اش با یک پسر جوان گفت.

اغفال دختردانشجوی21 ساله در نیمه شب/ با ورود مامور کلانتری به هتل،پسر پا به فرار گذاشت

عبارات مهم : خانواده

روزنامه خراسان نوشت:دختر 21 ساله که صدای گریه هایش سکوت کلانتری را شکسته و صورتش غرق اشک بود، از رابطه اش با یک پسر جوان گفت.

او اظهار داشت:

با ورود مامور کلانتری به هتل،پسر پا به فرار گذاشت ، اغفال دختردانشجوی21 ساله در نیمه شب

در یکی از شهرستان های اطراف مشهد به دنیا آمدم و بعد از گرفتن دیپلم در یکی از دانشگاه های بجنورد قبول شدم اگرچه خانواده ام مخالف تحصیل من در دانشگاه شهری دور بودند ولی من اصرار به ادامه تحصیل داشتم و با عضویت در دانشگاه مشغول تحصیل شدم. پدرم از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار بود و من در یک خانواده اصیل و سنتی رشد کرده بودم به همین علت رفتارهای بعضی دوستان و همکلاسی هایم جهت ارتباط بی پروا با جنس مخالف و دلباختگی های باعشق خیلی برایم عجیب بود.

اگرچه گاهی به دنیای آن ها حسادت می کردم ولی خطوط قرمز خانوادگی و مذهبی مرا از این کارها بازمی داشت با این وجود آرام آرام واکنش‌ها و گفتار به اصطلاح متمدنانه آن ها بر من نیز تاثیر گذاشت تا این که در یکی از اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … و گروه های دوستانه دانشگاه با فردی آشنا شدم که هیچ ربطی به دانشگاه من نداشت.

روزنامه خراسان نوشت:دختر 21 ساله که صدای گریه هایش سکوت کلانتری را شکسته و صورتش غرق اشک بود، از رابطه اش با یک پسر جوان گفت.

نمی دانم چگونه سر از گروه ما درآورده بود آیا که در غرب کشور زندگی می کرد. یک سال از این ارتباط مجازی می گذشت که «فردین» با توسل به حرف های باعشق و ترفندهای زیرکانه مرا جهت قرار حضوری مجاب کرد.

از این رو تصمیم گرفتیم یکدیگر را در مشهد ملاقات کنیم آیا که این شهر بزرگ پر از هتل و مسافرخانه بود و مورد توجه کسی قرار نمی گرفتیم. ولی باز هم به علت بعضی عقاید مذهبی و اصالت های خانوادگی حاضر نبودم با جوان غریبه ونامحرم در یک اتاق به سر ببرم. به همین علت «فردین» دو اتاق مجزا در یکی از هتل های مشهد رزرو کرد تا هرکدام به صورت جداگانه و ناآشنا اتاقی داشته باشیم و بتوانیم به آسانی همدیگر را ملاقات کنیم.

با این کار «فردین»، اعتماد بیشتری به او پیدا کردم و به مشهد آمدم. ساعت حدود 10 شب بود که وارد اتاق 102 شدم آن شب با آن که فردین در اتاق 103 ساکن بود ولی باز هم تا ساعت 3 بامداد با یکدیگر چت می کردیم و قرار و مدار تفریح روز بعد را می گذاشتیم درحالی که خواب بر چشمانم غلبه کرده بود فردین با ابراز بی حوصلگی از من خواست جهت صرف چای به اتاقش بروم و هنگامی که با مخالفت من روبه رو شد باز هم وعده داد که حریم ها را حفظ می کند من هم با همین وعده ها پا به اتاق او گذاشتم ولی ساعتی بعد در حالی که به علت از دست دادن پاکدامنی ام اشک می ریختم ناگهان فردی زنگ اتاق را به صدا درآورد. هنگامی که در اتاق را گشودم مدیر مسافرخانه را مقابلم دیدم و در این هنگام ناگهان فردین مرا هل داد و پا به فرار گذاشت. این گونه بود که من ماندم و دستبند ماموران! حالا هم از شدت شرمساری جرئت تماس با پدر و مادرم را ندارم .

با ورود مامور کلانتری به هتل،پسر پا به فرار گذاشت ، اغفال دختردانشجوی21 ساله در نیمه شب

واژه های کلیدی: خانواده | دانشگاه | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs